قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
576
تاريخ الفي ( فارسى )
در اين مرتبه زياده از سى هزار كس به علّت دوستى امير المؤمنين به قتل رسانيد . و در تاريخ ابن اعثم كوفى مذكور است كه چون بسر به صوب شام متوجه شد عبيد اللّه بن عباس هزار سوار از ولايت يمن برگزيده بر عقب او بشتافت . در اين اثنا او را دريافت . در ميان ايشان جنگى عظيم واقع شد . عاقبة الامر عبيد اللّه بن عباس ظفر يافت و خلق بسيار از اهل شام بكشت و بسر بن ارطاة را نيز در اين جنگ بگرفت و بسوخت « 1 » و جمعى قليل از سپاه بسر مخذول و منكوب گريخته پيش معاويه رفتند و كيفيّت حال را تقرير نمودند . اما جارية بن قدامه ؛ از مكّه بيرون آمده و به تعجيل تمام روى به يمن مىرفتت كه بسر بن ارطاة را دفع كند . اتّفاقا در اثناء راه خبر يافت كه عبيد اللّه بن عباس او را گرفته بسوخت و لشكر او را منهزم و متفرّق گردانيد . جاريه باريتعالى را بر آن حسن اتّفاق شكر كرد و آيهء وافى هدايهء الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ « 2 » برخواند و به جانب مكّه بازگشت . چون به حرم درآمد اهل مكّه را جمع كرد و از روى تهّور و غضب با ايشان سخن آغاز كرد و گفت : اى اهل مكّه ! چنان مىبينم شما را كه بعينه صفت آن منافقان پيش گرفتيد كه خداى تعالى حال ايشان را به نبّى امّى خود مىفرمايد كه : إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ . « 3 » يعنى : جماعت منافقان چون به مؤمنان موحّد مىرسند مىگويند ايمان آورديم ، و هرگاه در خلوت به امثال خود از منافقان رسند مىگويند هرآينه دل و اعتقاد ما با شماست و ما با مؤمنان از روى استهزا و طرفگى اظهار موافقت مىنماييم . اى اهل مكّه ! گويا اين آيه در شأن شما نازل شده . و چون اهل مكّه جاريه را بسيار خشمناك ديدند تمامى اكابر و اعيان مكّه به اتّفاق به بيعت درآمدند . و چون جاريه از اهل مكّه بيعت بگرفت به جانب طايف روان شد و مردمان آنجا را استمالت تمام داد و ملاطفت تمام به ايشان نمود و از تمامى اهل طايف بيعت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، ستانده متوجّه يمن شد و بنابر وصيت امير المؤمنين على در راه لشكر او به هيچ رعيتى از رعاياى آن ديار جور و ستم نتوانستى نمود و از هيچجا علوفه و آنچه لازمهء سپاه مىباشد نگرفت . چون به آنجا رسيد مردم او را دعا كردند و او نيز مراعات خاطر ايشان بسيار كرد و هيچچيزى كه موجب وحشت و نفرت باشد قولا و فعلا از جاريه صادر نشد . و به هر موضعى كه مىرسيد از اهل آن موضع مجدّدا بيعت امير المؤمنين على ، عليه السلام ،
--> ( 1 ) . داستان مشاجرهء لفظى عبيد اللّه بن عباس و بسر بن ارطاة در حضور معاويه كه بعد از صلح امام حسن ( ع ) اتّفاق افتاده صحت اين روايت را مورد ترديد قرار مىدهد . ( 2 ) . شكر خدايى را كه ما را به اين هدايت كرد و ما هدايت نمىيافتيم اگر خدا ما را هدايت نمىكرد ؛ ( اعراف ، 43 ) . ( 3 ) . بقره ، 147 .